عطا ملك جوينى

225

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

نوشت و اين « 1 » جماعت را كه امثال اين ظنون داشته باشد « 2 » طعن و لعن كرد « 3 » و بر ابطال اين « 4 » اقوال و « 5 » اثبات و استحكام مذهب پدر مبالغتها « 6 » نمود و رسالات پرداخت كه تا غايت وقت آن سخنها در ميان آن طايفها مشهورست ، و حسن در خفيه بشرب خمر مشغول بود پدرش از آن حالت « 7 » شمّهء بشنود و در استكشاف آن حالت « 7 » مبالغت مىنمود و حسن در تفصّى « 8 » از آن تهمت لطايف الحيل مىساخت تا آن خيال از ضمير پدرش برخاست ، و اتباع بىديانت و صيانت ايشان كه بانسلاخ « 9 » شعار شريعت نزديك بودند ارتكاب محظور و شرب خمور را علامت ظهور امام موعود مىدانستند ، تا چون او قايم‌مقام پدر شد اشياع و اتباع او بر تعظيم او به حكم اعتقادى كه به دو داشتند و او را امام مىپنداشتند زيادت توفّر « 10 » مىنمودند و مبالغت مىكرد ، و او چون متفرّد « 11 » و مستبدّ گشت قوم را بر اطلاق آن هذيان عتاب و عقاب نمىكرد بلك در اوايل جلوس بجاى پدر « 12 » بهر وقت رسوم شرعى و قواعد اسلامى را كه از عهد حسن صبّاح التزام آن نمودندى مسخ و فسخ « 13 » جايز مىداشت و تغييرى مىكرد ،

--> ( 1 ) ج ح ك ل : آن ، ( 2 ) كذا فى نسخة الأساس و ز ، ساير نسخ : داشته باشند ، داشته بودند ، داشتند ، ( 3 ) آ ب ج ز ى ل : كردند ، ( 4 ) ح : آن ، ( 5 ) آ و پنج نسخهء ديگر واو را ندارند ، ( 6 ) كذا فى ح ( مبالعتها ) ، ساير نسخ : صنايعها ، صناعتها ، صنعتها ، سعيها ، ( 7 ) د ط « حالت » دوّم را ، ندارند ، - عجيب است تكرار « حالت » به اين نزديكى و بيك معنى ، ( 8 ) كذا فى س ، ز : تفصى ؟ ؟ ؟ ، باقى نسخ : بعضى ، ( 9 ) كذا فى جميع النّسخ بدون كلمهء « از » بعد از « انسلاخ » كه معمولا با آن استعمال مىشود ، ( 10 ) كذا فى س ، ب : نوفر ؟ ؟ ؟ ، باقى نسخ : توفر ، توقير ، توفير ، ( 11 ) آ : منفرد ؟ ؟ ؟ ، ب د ط : منفرد ، ( 12 ) ب ز ح افزوده‌اند : نيز ، ( 13 ) كذا فى آ ج ، بعضى نسخ : مسخ و نسخ ، بعضى ديگر : فسخ و نسخ ،